شمس الدين حافظ
608
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
524 - « اى شمع چِگِل » تو مگر بر لبِ آبى به هوس بنشينى * ورنه ، هر فتنه كه بينى همه از خود بينى به خدايى كه تويى بندهء بگزيدهء او * كه بر اين چاكر ديرينه كسى نگزينى ادب و شرم ترا خسروِ مهرويان كرد * آفرين بر تو كه شايستهء صدچندينى صبر بر جور رقيبت چكنم گر نكنم ؟ * عاشقان را نَبُوَد چاره بجز مسكينى عجب از لطف تو اى گل كه نشينى با خار * ظاهرا مصلحت وقت در آن مىبينى گر امانت به سلامت ببرم ، باكى نيست * بىدلى سهل بُوَد ، گر نبوَد بىدينى سخنى بىغرض از بندهء مخلص بشنو * اى كه منظور بزرگانِ حقيقتبينى حيفم آيد كه خَرامى به تماشاى چمن * كه تو خوشتر ز گل و تازهتر از نسرينى شيشهبازىِّ سرشكم نگرى از چپ و راست * گر بر اين منظرِ بينش نفسى بنشينى پارسايى چو تو پاكيزهدلِ پاكنهاد * بهتر آن است كه با مردم بد ننشينى سيل اين اشك روان صبر دل حافظ برد * بلغ الطّاقة يا مقلة عينى بينى تو بدين نازكى و دلكشى اى شمع چِگِل * لايق بزمگه خواجه جلالالدّينى * توضيحات : معنى بيت ( 1 ) ( تو اگر از روى هوا و هوس بر كنار آبى بنشينى ، تمام حركاتت در آب منعكس مىشود و حتى بر شمايل زيباى خود عاشق مىشوى ! ) بگزيده ( برگزيده - ويژه ) نگزينى ( ترك نكنى - ترجيح ندهى - اختيار نكنى ) مسكين ( تضرع - گريه ) معنى بيت ( 5 ) ( اى گل ، از لطافت و مهر تو تعجب مىكنم كه با رقيب خود خار همنشين شدهاى ، ظاهر امر نشان مىدهد كه مصلحت و اقتضاى زمان را در نظر دارى ) معنى بيت ( 6 ) ( اگر امانت الهى را كه همان عشق است از دستبرد نامحرمان نگه دارم از چيز ديگرى باكى ندارم و اگر دين من كه همان پيمان ازلى است ، استوار بماند ، عاشقى آسان خواهد شد يعنى اصل ايمان است و اگر ، به دينم خللى نرسد ، باكى از عاشقى نمىباشد ) شيشهبازى ( شعبدهبازى ) معنى بيت ( 9 ) ( اگر بر روى چشم من كه محل ديدن است ، قرار بگيرى ، حيلهگرى اشكم را از چپ و راست ، تماشا مىكنى ) معنى بيت ( 11 ) ( اين اشك كه مانند سيل روان است ، صبر و قرار حافظ را برد و بىطاقت كرد ، اى مردمك ديده از من جدايى بجوى تا بيش از اين گريه نكنم ) شمع چگل ( چگل شهرى در تركستان كه زيبارويان آن معروف است - محبوب زيبا ) جلال الدين ( وزير شاه شجاع ) . * ترجمه : * نتيجه تفأل : 1 - خواجه در بيت 2 و 3 به ترتيب فرمايد : ( به آن خدايى كه تو پرستندهء برگزيدهء او مىباشى ، سوگندت مىدهم كه چاكر قديمى خود را دريابى و ديگرى را ترجيح ندهى ) ( اخلاق پسنديده و شرم و حيا ترا در ميان زيبارويان سرور همه كرد ، بر تو مبارك باد كه حقيقا شايسته آن مقام هستى ) خود تفسير كنيد . 2 - دل در گرو چيزى ، كارى يا كسى دارى كه تصور مىكنى از همه چيز برايت مهمتر و شايستهتر مىباشد ، اگرچه اين امر ، مهم و قابل توجه مىباشد اما نياز به تهيه وسايل و لوازم آن دارد و گرنه از « هول حليم داخل ديگ مىافتى » . 3 - لازم است شما بايد با يكى از عزيزان مورد اعتماد در اينباره مشورت كنيد و بهترين كس پدر و مادر يا يكى از دوستان صميمى شما است ولى سعى كنيد راز دل خود را با همه در ميان نگذاريد كه رقيبان حسد مىورزند . پس از مشورت با درايت ، فعاليت ، اراده و سرعت عمل لازم وارد كار شويد ، در اين حالت موفقيت و كاميابى همگام و همراه شما خواهد بود . 4 - به زودى هديهاى دريافت خواهيد نمود كه تصورش را نمىكرديد و در مسافرتى بسيار جالب برخوردهاى جالبى بوجود مىآيد . از مسافر خبرهاى خوش دريافت مىكنيد و مشكل زندانى و قرض او حل مىشود . 5 - به يكى از مشاهد متبركه برويد و دعا و نذر خود را ادا كنيد ، سه فرزند در طالع داريد كه دومى براى شما شگونآورتر است . 6 - با توجه به غزل روحيه جنابعالى چنين است : از درك و فهم ذاتى برخورداريد ، بيشتر به مطالعه تاريخ و علم رايانه علاقهمند هستيد ، از آينده نگرانيد و با توجه به خوشقولى و خوشحسابى ، اگر قولى را بدهيد حتما عمل مىكنيد ، اصولا در جلب اعتماد ديگران استاد هستيد و در امور بازرگانى موفق و در عشق آزادهايد .